ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
99
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
داشت . در صورتى كه خواهرزادهء پادشاه فرنگ داراى چهار صد سوار و دو هزار پياده بود . وقتى كه كارزار شدت يافت مسلمانان بناى فرار گذاردند . ولى
--> [ ( ) ] است . و نزديك آن حمامها چشمه آب گرمى است كه مبتلايان به جرب و گر در آن غسل مىكنند و به طبريه از جانب غور ، بين طبريه و بيسان ، چشمه آب گرم حضرت سليمان عليه السلام است كه به زعم مردم آب آن هر دردى را شفاست . ابو عبد إله البناء گويد : طبريه مركز و قصبهء اردن است ( شهر وادى كنعان ) و بين كوه و درياچه واقع شده است . ازين رو شهرى است غمانگيز و در تابستان هوايش ناسازگار و وبائى است . طول اين شهر فرسنگى است . عرض آن در برابر طول وى قابل ذكر نيست . بازارش از دروازهاى تا دروازهاى ديگر امتداد دارد . مقابر آن بر كوه است . در آنجا هشت گرمابه است كه آب بدون هيمه مصرف كردن هميشه گرم باشد . مسجد جامع بزرگى دارد كه در بازار واقع شده است . زمين مسجد را از سنگهاى ريزه پوشانيدهاند . و داراى ستونهاى سنگى پيوسته بهم مىباشد . معروف است كه اهالى طبريه دوازده ماه از سال را بدين طريق بسر مىبرند : دو ماه از كثرت كيك در تكاپو هستند و دو ماه با پشه هماغوشند چه در آن ناحيه پشه فراوان است . و دو ماه با زنبورها نبرد مىكنند و آنها را از طعام و مواد شيرينى ميرانند و دو ماه از كثرت گرما برهنه بسر مىبرند و دو ماه نيشكر ميمكند و دو ماه از بسيارى گل در لجنزارها فرو ميروند . در پايان اين شهر پلى است بزرگ كه از آن به جاده دمشق مىگذرند . آب آشاميدنى اهالى از درياچهء طبريه است . در اطراف درياچه همه جا ديههاى پيوسته به يك ديگر و نخلستانها مشاهده مىشود . كشتىهاى بزرگ درين درياچه حركت مىكنند و داراى ماهىهاى بسيارى است كه خوراك آنگونه ماهىها براى مردم غير بومى ناگوار است . كوه بر اين شهر مشرف مىباشد . آب درياچهء مزبور گواراست ولى شيرين نيست . كسى را كه بدين شهر منسوب كنند طبرانى گويند بر غير قياس چون منسوبان به طبرستان را طبرى مىگويند و بسيار مورد استعمال دارد . ازين رو در نسبت بين اين دو موضع فرقى گذاشته و منسوب به طبريه را طبرانى گفتند . ابن بطوطه در سفرنامهء خود آورده است : درين شهر مسجدى است كه به مسجد پيمبران معروف است . و